تبليغاتX
★★ •.¸¸.•*جینگیلی...جینگولی.•*´★★
























★★ •.¸¸.•*جینگیلی...جینگولی.•*´★★

ღ☆ஜaNtI.b0oooy ღ☆ஜ

یه سلامممممممممممممممممم جینگگگگگگگگگگگگگگوووووووووووووللللللللییییییییییی به همه ی دوستای جینگیلی خودم....

میدونین که من نه اهل مقدمه چینیم نه تفره رفتن یه راس می رم سراصل مطلب.. میخوام با همتون واسه همیشه خداحافظی کنم...چرا و چگونه و همه ایناش بماند....همونجور که واسه خیلیا معما بودم بذار معما هم بمونم...فقط میگم میخوام خداحافظی کنم چون دارم با خیلی از چیزایی که یادآور خاطرات یه نفرن خدافظی میکنم که این وبم سرچشمه ی به وجودآورنده ی همه ی اون خاطراته....http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/lovecoffee.gif

حوصله ی حرفای تکراری و کلیشه ای هم اصلا ندارم... بخوام تشکر کنم از همه ی اونایی که اومدن وبمون تاحالا تشکر لازمو کردم...خدافظیم که از همه میکنم پس نیازی نمی بینم که بخوام تک تک بگمو از این حرفا بزنم دیگه....

همتونو دوس ندارم اما از همه ی اونایی که تاحالا منو یه جورایی تحمل کردن نهایت تشکرو دارم ...الان دیگه میتونن به دور از به قول خودشون کنایه ها و رک گویی هام راحت وب گردیشونو کنن و با ویلی جونم که یکی از بهترین دوستام بود و هست و خواهد بود هر حرفی دارن بزنن....

این وب واسه من یه تجربه ی جدید بود و خوب باعث آشناییم با خیلی از دوستای خوب شد... که از همشون ممنونم ...اما خوب من با این وب با کسی آشنا شدم که تمام زندگیمو میتونم بگم به جرات عوض کرد درسته خودش هیچ وقت تو وب من نیومده به جز ۱ بار اما خوب هر موقع تو این وب میام یادش همیشه باهامه.....خیلیییییییییی دوسش دارم و همیشه به خاطر همه چی ازش ممنونم و به خاطر چیزایی که میخواستم و میدونم اونم میخواست اما نشد ازش معذرت می خوام ...ای کاش میشد بهش بگم که حاضرم حتی جونمم واسش بدم اما....

خوب دیگه گریم گرفت اعصاب این حرفارو ندارم....واسه همتون بهترین هارو آرزومندم...همیشه شادو خوش باشین... واسه غزالم(یعنی بنده ی عزیز) دعا کنین که به آرزوش برسه....

عشق به من فرمان داد که به تو فکر کنم

   روز و شب نام تو را برلبم ذکر کنم...

*دوستم داشته باش*

من به این می ارزم که به من فکر کنی   

گل اطمینان را تو به من هدیه کنی...

بازم از همتون ممنون.....

بای....

نوشته شده در 11 Dec 2011ساعت 5 PM توسط viYaNa&gHz@L| |

به که گویم غم این قصه ویرانی خویش ...

غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش ...

به کدامین گنه این گونه مجازات شدم...

همه دم سوزم و نالم ز پشیمانی خویش .....

نوشته شده در 27 Oct 2011ساعت 1 PM توسط viYaNa&gHz@L| |

 

http://myup.ir/images/42012963281783093544.jpg

غصــه نخــور ؛

كنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . 

خيلـي كه دلـم بگيـرد ، 

به  چشمانم   اجازه ی  اب بازی میدهم
 

 

عکس های  احساسی و عاشقانه _Irandid.Ir
نوشته شده در 3 Sep 2011ساعت 10 PM توسط viYaNa&gHz@L| |

Design By : nightSelect.com